📷شهیدی که از کودکی عاشق قرآن بود
🔹مادر این شهید میگوید: “دانشجوی رشته تربیت معلم بود و آرزو داشت دبیر بشود. آخر هفتهها میآمد خانه و ما را میبرد بهشت رضا. یک بار که روز شنبه میخواست برگردد گفت که میخواهد به جبهه برود. من ( مادر شهید) گریه کردم و آش پشت پا برایش درست کردم.
روزی که برای آموزشی رفته بودند ترکش به گوشش خورده بود و گوشش از بین رفته بود. بعد که من فهمیدم براثر استرس زیاد آپاندیس گرفتم. وقتی که آمد تربت گفت یک نامه را شما باید امضاء کنید که من بروم جبهه. این حرف را که زد گفتم: صادق جان! هنوز داغ ما تازه ست (پدرش چهار ماه پیش فوت کرده بود) تو دیگر نرو. دیدم اشکهایش سرازیر شد که دلم برای پدرم تنگ شده. او گریه کرد و من هم همراهش گریه کردم اما نتوانستم جلویش را بگیرم.”
#معرفی_شهید
#شهید_دفاع_مقدس
@Akhbarmashhad
